محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

386

مناقب مرتضوى ( فارسي )

مشاهدهء اين شجاعت ، خوفى تمام بر ضماير اهل ظلام استيلا يافت و ساير مسلمانان به فتح و نصرت مخصوص شده ، ده نفر از مشركان به قتل آوردند و بقيهء قوم او به اسيرى افتاده ، اموال ايشان غنيمت گشت . » چنانچه در كشف الغمه مسطور است كه : « امام الاشجعن - كرّم اللّه وجهه - تره بنت حارث بن ابى ضرار را برده گرفته و به نظر انور خير البشر گذرانيد و آن سرور او را جويريه نام نهاده ، در سلك ازواج مطهرات انتظام بخشيد . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « هم در آن سال غزوهء خندق كه او را حرب احزاب نيز گويند ، واقع شد . ارباب سير آورده‌اند كه : چون سرور كاينات يهودين بنى نضير را جلاى وطن كرده متفرق گردانيد ، هر قومى به گوشه‌اى منزلى گرفتند و بعضى به نواحى خيبر متوطن شدند . آنگاه جماعتى از اشراف ايشان مثل حى اخطب و كنانه و ابو عامر و غير ايشان قريب به بيست كس به مكه رفتند تا به ابو سفيان و موافقان او به حرب سيد كاينات تحريض نموده ، سلسلهء معاقده و معاهده را استحكام دهند . ابو سفيان با جمعى از ابطال به كعبه درآمده ، قسم خوردند كه تا زنده باشيم ، دست از حرب محمد بازنداريم . هم‌چنين به قبايل ديگر توجه نموده ، همين عمل بجا آوردند . پس ابو سفيان لشكر شيطان را جمع نموده با چهار هزار نفر و هزار و پانصد شتر و سيصد اسب بيرون آمدند و جمعى از قبايل ديگر در مرّ الظّهران با ايشان ملحق شده ، مجموع ده هزار نفر رو به مدينه نهادند . چون اين خبر به سمع خير البشر رسيد ، بعد از تقديم مشورت به استصواب سلمان فارسى - رضى اللّه عنه - خاطر انور بركندن خندق قرار يافت و با سه هزار نفر از مهاجر و انصار به دامن كوه سلع كه متصل به مدينه است رفته ، حفر خندق را پيشنهاد راى جهان‌آراى ساخت . اهل اسلام به جهد تمام كمر جد و اجتهاد بر ميان بسته در عرض شش روز به انصرام رسانيدند . و به ثبوت پيوسته كه سلمان برابر ده مرد كار مىكرد . روزى قيس او را زخم چشم رسانيده مصروع شده ، از كار بازماند . آن سرور فرمود : از آب وضوى قيس سلمان را بشوييد و ظرف آن پس پشت وى سرنگون بنهيد . چون بفرموده قيام نمودند ، سلمان صحت يافت . » مؤلف مناقب مرتضوى گويد : در ايام خندق ، معجزات غريبه از سيد كاينات - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات - به ظهور آمده ، انشاء اللّه العزيز در كتاب اعجاز مصطفوى كه سرانجام انجامش پيش نهاد همت داده ، تحرير خواهد نمود . « القصه ، چون عساكر مشركان به قصد اهل اسلام در افناى مدينة الاسلام مجتمع گشته مؤمنان را محاصره نمودند ، جماعتى از دليران لشكر و سپهسالاران كوه‌پيكر از قبيل عمرو